تبليغاتX
انجمن وبلاگنویسان مستقل ایران

انجمن وبلاگنویسان مستقل ایران

دوستان سلام!

از دوستان قدیم انجمن چه کسانی مایلند که هر یکی دو هفته یک مطلب در صفحه اصلی انجمن بنویسد؟

برای خالی نبودن عریضه – امشب من اولین مطلب(شعر) را در وبلاگ انجمن می گذارم.

بسا دردهايي كه درمان شود

بسا وصلهايي كه هجران شود

بسا توشه هايي كه  غم آورد

بسا قطعهايي كه پیمان شود

نوا مي خيزد از آهنگ جانبخش صداي تو

شود هر مرده اي زنده  ز توفيق  لقاي تو

مگو كه من كي ام و ساكن فلان جايم

بگو  ز  آدمم  و  اين زمين  بود  جايم

هر آنچه باشد اين دنيا به چشم من نمايان كن

منور  ديده ام  فرما و  هجرم رو  به  پايان كن

ز دست ما برود توشه گران بي غم

فتاده ايم به گردونه  زمان بي غم

مشو به عقل خودت مطمئن كه كوتاه است

            براي  ديدن تو ماه  و  كمتر  از ماه است

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 0:10  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

 

سلام !

دوستان ! چه خبر شده است ؟

این بازدیدها واقعی است؟

اگر کسی از حقیقت امر خبر دارد به ما هم بگوید!

حیف شد ! گروه با ارزشی داشتیم که نمی دانم چرا از هم پاشید!

                                                    کنم   من   یاد   دوران  گذشته

                                               همه جمعی بودیم با هم نشسته

               

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 23:55  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

 

به نام خدا

به قول دوستان عزیز - سلام و خدا حافظ !

برای راه اندازی وبلاگ            فرهنگ نوین

(http://www.farhang-novin.blogfa.com/)

 رفتم که پیرایش کنم فرهنگ و خرده فرهنگهای خودمان را - اگر آمدید و سرزدید - افتخاری برای من است.

ما دعا کردیم و رفتیم زین مکان  -----   اجرتان با شاه مردان والسلام !

محمدایوب کاظمی 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 18:14  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

 

بنام خدا

واي ! كه براي بازگشت به جمع با صفاي شما دوستان ارجمند انجمن ، لحظه شماري مي كردم. يكي دو ماه درگير نقل و انتقال خانه از تهران به قم بوديم و روز يكشنبه توانستيم بكلي از تهران رخت بربنديم و رسما مقيم قم شويم ، اين كه چرا  و چگونه اين مدت طول كشيد كه توانستيم بياييم ، خودش ، قصه اي است دراز ، اما به هر حال اينك فرصت و وقت كافي براي ارتباط دارم و خوشحالم كه باز با گلهاي با صفاي انجمن كه كم كم داريم با هم آشنا و خويش و همدل مزمن مي شويم ، ديدار قلبي و عاطفي داشته باشم. دلم براي حضور در انجمن پر مي زد ، به ياد آن روزهاي فعاليت پر شور انجمن مي افتادم كه دوستان با چه احساس مسئوليت و صفايي ، مطلب در وبلاگ مي گذاشتند و ارتباط بي نظير در نوع خود شكل مي گرفت و ...

اما ، در اين مدت ، اتفاقاتي كم و بيش تلخ و شيرين در انجمن افتاده است كه بتدريج به آن خواهيم پرداخت ، خدا حافظي كردنها ، قهر ها ، آشتي ها  و ...

به هرحال ، دلم را كه جستم  ، جز مهر و عطوفتي بي پايان نيافتم كه براي گلهاي انجمن ابراز كنم ، نامهاي نور افشان شما را در باغي پر از گل ، نوراني و معطر ديدم كه نوشته بود :

ميرمحمد علم الهدي

محمدرضا مددي

جابر خرم نيا

عليرضا تنهايي و خانم عليزاده

الهام

اشكان

فرزاد آبروشن

سارا

غزل

ياسر حافظ نيا

قاسم مرادي

مهندس اشتباهی

بارا نزهي

سپينود

محمد

حامد

مرجان

آيكيو

كهنسال

مهدي كريمي

عسل

ميرعيسي خاني

اعظم

سعيد جمالي

رضا محمدزاده

آرش


...

 

بگذريم ...

از امروز سعي مي كنيم كه انجمن را با انرژي بيشتري ، سر و سامان بدهيم و به اوج خود برسانيم ، كمك شما عزيزان و پيشنهادات و انتقادات شما ، دواي درد انجمن است.

فكر مي كنم شيوه اداره انجمن را بايد به همان شكل سابق برگردانيم و هر مسئول كميته ، يك روز را در طول ماه ، وبلاگ اصلي را بروز كند ، تا نظر شما چه باشد.

چه كسي بر مي گزيند؟

 

قضا و قدر و شب قدر

 

 قدر يعني تعيين مقدار و اندازه و تعيين زمان رسيدن به آن و قضا يعني انجام دادن و محقق ساختن آن مقدار تعيين شده.

 قدر به دست انسان است كه هرچه بخواهد ، تعيين مي كند و قضا به دست خداست كه هرآنچه را انسان تعيين كرده است ، خداوند ،  بدون كم و زياد و گزينش انجام مي دهد ، البته اگر موانعي توسط خود انسان ايجاد نشود ، مهمترين مانع اين است كه انسان اين قانون الهي را قبول نداشته باشد و آن را باور نكند ، در اين صورت اتفاقي براي او نخواهد افتاد و مانع ديگر اين است كه از اسباب و وسايل خلاف خواسته ها استفاده نكند ، چرا كه خداوند ، حكيم است و از طريق اسباب عادي ، اهداف را محقق مي سازد.

 شب قدر يعني وضعيت مبهم و تاريكي كه چيز خاصي در آن تعيين نشده است و هر آنچه انسان تعيين كند ، به آن مي رسد. دنيا تماما شب قدر است ، از نظر علمي و واقعيت هم شب قدر در طول سالها ، گردشي است و بتدريج ، همه شبهاي سال ، شب قدر مي شوند ، هر شب شب قد است اگر قدر بدانی ! بنا بر اين انسان در شب قدر ( دنيا) ، هرچه بخواهد ، خداوند برايش محقق مي سازد و بايد سرنوشت خودمان را در شب قدر تعيين كنيم.

هرچند شب قدر ماه رمضان هر سال هم به طور ويژه و با همان خاصيت ، شب تعيين و اندازه گيري است و آنچه انسان در آن شب بخواهد كه تا سال ديگر و شب قدر ديگر برايش محقق شود ، انجام خواهد شد ، البته اگر درست بخواهد و درست خواستن اين است كه هر آنچه را از خدا مي خواهد ، واقعا احساس كند كه به مجرد خواستن براي او اتفاق افتاد و چنين حسي را در خود ايجاد كند و به اطمينان قلبي برسد كه خدا چنان خواهد كرد و گرنه نام خواسته و دعا بر گفته هاي بدون احساسي چنين ، صدق نمي كند. به عبارت ديگر ، خداوند متعال به احساس انسان ، قدرت آفرينندگي داده است ، اگر اين احساس و باور ايجاد نشود ، قدرت آفرينندگي هم وجود نخواهد داشت.

ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم

مبدإتغيير و تحول زندگي انسان ، فقط به دست خود اوست. اين آيه ، مطلق است و مفاد پيام خود را تاكيد مي كند ، در هيچ كجاي معارف هم مقيدي براي آن نيامده است و هرچه هست تاكيد بر اختيار آدمي و انتخاب به دست خود انسان است كه اگر اين انتخاب نباشد ، عذاب و بازخواست ، بي معنا و قبيح است.

ادعوني استجب لكم

هر آنچه را كه مي خوهيد ، از من بخواهيد تا خواسته شما را بر آورده كنم. اين آيه مطلق است و شامل همه نوع خواسته و شامل همه كس و همه وقت و ... مي شود ، بدون محدوديت. هيچ دليلي براي انصراف آن به سوي خواسته معيني و شرايطي ويژه نيست.

سخر لكم ما في السموات و ما في الارض

خداوند ، همه موجودات را در تسخير و به فرمان انسان آفريده است و هرچه از موجودات زميني و آسماني بخواهد ، بايد اجابت كنند. مهم اين است كه اگر انسان از اين قدرت عظيمي كه خداوند به او داده است استفاده نكند ، همه اين توانايي ها و امكانات زمين و آسمان به كار او نمي آيند ، پس بايد به همه چيز امر بكند تا هرچه بخواهد به فرمان الهي برايش آماده كنند و بايد خود را در نقش يك فرمانده حس كند تا كائنات هم حرف او را جدي بگيرند.

سيره عقلا

سيره عقلا در مورد خواسته ها اين است كه انسان بايد چيزي را كه مي خواهد دقيقا مشخص كند و گرنه براي شنونده و كسي كه بايد خواسته اش را اجابت كند ، مبهم است و نمي تواند نيازش را بر آورده سازد ، اگر هم بداند ، تا انسان نخواهد و قصد جدي و مشخص نداشته باشد ، جواب نمي شنود ، زيرا شيوه حكيمان چنين است ، حكيم كاري خلاف قاعده منطقي انجام نمي دهد.

يرزق من يشاء و يقدر

 مرجع ضمير من ، انسان است و منظور از يقدر ، تعيين مقدار و اندازه آن خواسته و زمان تحقق آن.

از نظر عقلي هم تا انسان چيزي را نخواهد به او نمي دهند و تا دقيقا خواسته خود را مشخص نكند ، به آن نمي رسد ، هرچند طرف بداند كه چه مي خواهيم  و اين رسم معمول عقلاست و خداوند راس العقلاست ، بنا بر اين ، مفاد آيه جز اين نمي تواند باشد. روانشناسان بزرگ دنيا هم امروزه اين نظريه را ابراز مي دارند كه انسان هر آنچه را بخواهد بايد ليست كند و زمان رسيدن به آن را تعيين كند تا به آن دسترسي پيدا كند.

ان الله لا يخيب ظن المومنين

خداوند متعال هر نوع گماني كه بنده اش بر او ببرد ، همان را محقق مي كند. اين بدان معني است كه هر نوع خواسته اي داريم ، مطابق خواست ما ، به لطف خداوند ، در اختيار ما قرار مي گيرد و به عبارت ديگر ، اختيار همه چيز در ، خواست و تصميم انسان قرار داده شده است.

يضل من يشاء و يهدي من يشاء

 در اينجا هم ضمير من ، به انسان بر مي گردد و گرنه تعيين سرنوشت بدون خواست انسان ، از عدالت خداي متعال بدور است.

از عدالت خداوند بدور است كه خود ببرد و خود بدوزد. خداوند همه امكانات و قدرت انجام را آماده به كار در اختيار انسان قرار داده است و كافي است كه انسان چيزي را بخواهد و اختيار كند تا همه امكانات خدايي ، در جهت تحقق همان خواسته انسان به كار گرفته شود ، هرچند غير منطقي و گناه باشد ، زيرا خداوند هيچ محدوديتي اجباري براي انسان قرار نداده است ، فقط از طريق معارف دين و نيز عقل انسان ، ملاكهاي خوب و بد راگفته است كه انسان مي بايست به طور اختياري ، آن معيارها را رعايت كند و اگر رعايت نكرد ، آثار شوم آنها در دنيا و آخرت دامنگير او خواهد شد. بنا بر اين به هيچ وجه اجباري در كار نيست و همه قدرتها هم در اختيار انسان قرار دارد.

در برخي آيات ، فعل را به صورت جمع آورده است و يا دقيقا مشخص است كه فعل به خدا بر مي گردد ، در اين نوع آيات خواست انسان و خواست خدا يكي فرض شده است ، زيرا انسان از خود چيزي ندارد و همه چيز نورالله است و انسان هم جلوه خدا و اسم خداست ، بنا بر اين كثرت را به وحدت رسانده است ، در اينجا هم خواست  و انتخاب را بايد به انسان برگرداند. همچنانكه در سوره حمد اياك نعبد و اياك نستعين گفته است. 

ما تشاؤون الا ان يشاء الله رب العالمين

 در اينجا خواست انسان مقدم و خواست خدا موخر و تابع خواست آدمي است.

به عبارت ديگر ، هر آنچه انسان بپسندد ، خدا هم تابع او مي شود ، اما نه بدان معني كه اين كار درست است ، بلكه بدان معني كه قرار است خداوند ، همه گونه امكانت عمل را در اختيار انسان قرار دهد و خوبي و بدي اش را خود انسان برگزيند و خداوند در اراده و اختيار انسان دخالت نمي كند ، به خاطر اينكه جزا و پاداش بر اساس نوع انتخابي است كه انسان مي كند ، لذا قدرت و امكانات همه نوع عمل را در اختيار انسان قرار مي دهد و اين يعني آزادي كامل انسان.

اگر خواست خدا را بر خواست انسان مقدم بدانيم ، جبر مي شود و بي عدالتي كه خداوند به خاطر كاري كه خودش خواسته است و برايم انجام داده است ، مرا عذاب مي كند و اين از عدالت و حكمت و رحمانيت و رحيميت خداوند بدور است.

نتيجه آنكه :

 

  1. منتظر نباشيم كه براي امور معنوي و مادي خودمان ، دستي از غيب برون مي آيد و كاري مي كند ، همه كارها را خداوند به خواست ما وانهاده است و اگر تا آخر عمر تصميمي نگيريم و خواسته اي نداشته باشيم ، چيزي براي ما اتفاق نمي افتد.
  2. هر خواسته اي را كه داشته باشيم ، چه دنيايي يا آخرتي ، هرچند عظيم و غير قابل تصور ، با خواستن و انتخاب و به كار گرفتن همه موجودات جهان ، به عنوان ماموران الهي كه بايد در خدمت بشر باشند و بنا بر فيض عمومي و رحمانيت خداوند ، براي همه انسانها قابل استفاده هستند ، مي توانيم به همه خواسته ها برسيم.
  3. اگر اين قانون الهي را باور نداشته باشيم و از آن استفاده نكنيم و يا غلط استفاده كنيم و خواسته خود را دقيقا معين نكنيم ، متاسفانه از اين امكانات بي نهايت چيزي عايدمان نخواهد شد و به خاطر عدم استفاده از آنها كيفر مي شويم و بزرگترين كيفر ، حسرتي است كه نصيب ما خواهد شسد ، در دنيا و آخرت.
  4. كافي است به تاريخ و سرگذشت انسانها بنگريد و ببينيد كه چگونه اين عامل ، مهمترين نقش را در زندگي فردي و اجتماعي آنان داشته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 19:51  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

                                          

هجرت

ساقيا مي  ريز در جامم زخود بيگانه كن

كثرت هستي دنيا پيش من افسانه كن

 

خرق كن از قلب  من هستي نما هاي سراب

كاخهاي بينش بيمار ما ويرانه كن

 

ا ز سبوي عشق يك جرعه به قلب من رسان

اين دل پر درد را در يك زمان دردانه كن

 

هر كه نوش عشق خواهد نيش راهش هم چشد

در وصال شمع بي جا ن چون پروانه كن

 

هجرتي بايد از  اين منزلگه دنياي دون

در دیار آشناي معنويت خانه كن

 

در ميان كو چه هاي دنيوي گم گشته اي

لحظه اي بر خود بيا و يادي از ميخانه كن

 

پاكسازي كن جهان و نفس را از هر  بدي

درجهاد نفس و دينت كوششي جانانه كن

       

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 22:43  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

همه ی دوستان عزیزم سلام....و خداحافظ

مدت زیادی بود که نبودم. دیدم که نامردی می شود اگر بدون خداحافظی غزل هجرت خواند. من دیگر نمی دانم که هستم و کجا....دچار نوعی یاس خاص شده ام که شاید باید معنوی درمانی شوم و البته اگر.........اصلا خداحافظ

راستی اقای کاظمی اگر عمری بود دوست دارم در قم شما را ببینم..... اگر امکان دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 17:48  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

کتاب بررسی روانشناختی خودکامگی اثر مانس اشپربر ( ترجمه دکتر علی صاحبی چاپ انتشارات روشنگران) را می خوانم. حیفم آمد نتایج و نکات پایانی آن را برای همه ننویسم. اگرچه خواندن کل کتاب نیز زمان زیادی نمی برد.( حتما بخوانید)

(چون من یک معلم هستم  این قسمت برایم جالب تر بود ولی ما به عنوان والدین هم در مقابل تربیت فرزندان مسئولیم.)

 

از اینجا به بعد آموزش و پرورش است ( علی رغم تمام محدودیت هایش) که باید تمام توان و امکاناتش را به کار گیرد تا کودکان در حال رشد را از خطر حرص قدرت طلبی محفوظ نگه دارد و اجازه ندهد که نوجوانان اسیر ترس و هراس ، به ویژه «هراس پرخاش گرانه» شوند. این نوع هراس افرادی را بار می آورد که هم برای خود و هم برای دیگران خطرناکند.

اما لازم است بعضی کلمات را با توجه به متن کتاب توضیح دهیم:

ترس : رایج ترین دریافت حسی که عموم مردم آن را تجربه می کنند.( ترس زاده ی ادراک است.)

هراس : انعکاس وضعیت انسان در یک موقیت خاص به صورت ناقص و مخدوش .( ممکن است آن موقعیت الزاما خطرناک نباشد.)

دو نوع هراس : هراس معطوف به اجتماع و هراس پرخاش گرانه

 نکات مهم :

1-     احساس ارزشمندی واقعی ، با «هراس پرخاش گرانه» سرو کار ندارد.

2-     آگاهی از ضعف ها و کمبودها و پذیرش مسالمت آمیز آن ها مانع «هراس پرخاش گرانه» است.

3-     فردی که از زندگی عادی راضی است و از هم سطح دیگران بودن ، خشنود است «هراس پرخاش گرانه» آزارش نمیدهد.

4-     فردی که به انسان ها علاقه مند و نوع دوست است از شر چنین مشکلی در امان می باشد.

 

 

واقعا    وظیفه تربیت انسان چه در مقام معلم یا والدین خیلی سخت است. نظر شما چیست؟

                                                   تنهایی - گروه علمی (  نظام آموزشی)

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 18:33  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

چه میکنن این مهندس اشتباهی و سفیر ، فرت و فرت دارن پست میدن؛

   یکی از یکی بی مزه تر و بی نمک تر و بی چیز تر .......

در پستی با نام خدمات متقابل اینترنت و مهندس اشتباهی یکی از دوستان نقدی بر جناب مستطاب مهندس اشتباهی دامت سایته*(۱) نوشته اند.

در مطلبی به عنوان سعی و خطا سفیر طناز ما به موضوع انتخابات و تبلیغات زودرس پرداخته.

باب شباب از گلستان ۲۰۰۷ به ارشاد شما جوانان عزیز پرداخته است.

 جادوی چشم بادامی ها هم حکایتی است در احوال بزرگمردی کوچک و فناوری های جدید که خودتان بخوانید بهتر است.

کلاهک هسته ای و نرخ بیکاری  هم موضوعاتی است بی ربط به هم که مهندس به هم پیوند داده.

و در پایان پستی کوتاه از سفیر را می آوریم:

برخی جملات قصار هستند که حتی ابرطنزنویسانی همچون عبید زاکانی و گل آقا و ابراهیم نبوی و سفیر! نیز از نوشتن درباره آنها عاجزند٬ چون این جملات به خودی خود از پتانسیل طنز بالایی برخوردارند ! مثلا جمله زیر را ملاحظه بفرمایید که از نمونه های ناب طنز در زمان معاصر است:

معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد: فضای روزنامه ها و مطبوعات کشور در حال حاضر از تمام دوران پس از انقلاب آزادتر است !

 

ارادتمند همه انجمنی ها

مهندس اشتباهی 


پی نوشت: *  دامت سایته : وبلاگ ایشان پر بازدیدکننده باد! 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 14:30  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

                                        

                                     ((  به آشپزخونه خودتون خوش اومدید   ))

                         http://anjoman1386.blogfa.com/

                                       سلام خدمت شما دوستان گرامی

با توجه به اینکه این هفته مختص گروه ما(هنری)هست اومدم که سلامی عرض کنم و بگم که در وبلاگ آشپزی با چهار پست جدید به روزم و از دیدن دوستان خوشحال میشم...دیگه عرضی ندارم..

                                                         یا حق.

ضمنا"یه سری عکسای هنری هم واستون آپ کردم که می تونید در ادامه مطلب ببینید...

ببیند ضرر نداره...!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 5:7  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

هنر نزد ایرانیان است و بس ...

 

دوست داشتم غرور ایرانی ام را در اولین نوشته ام نشان دهم. خیلی سعی کردم تا اولین نوشته ام را با بهترین جمله آغاز کنم و جمله ای بهتر از این نیافتم.

افتخار می کنیم به « ایــران » عزیزمان که تاریخی دارد به قدمت تمدن بشر!

مردمانی دارد که دلهاشان به وسعت اقیانوسهاست و دین و مذهبی که برترین و کاملترین مرام هاست. افتخار می کنیم به فرهنگ و هنر و تاریخ گهربار این مرز و بوم. افتخار می کنیم به گذشتگان این آب و خاک، افتخار می کنیم به مردانی که جان خود را در راه حفظ میهن بر کف نهادند و در یک کلام افتخار می کنیم به ایرانی بودنمان.

کم نیستند بزرگانی همچون سلمان فارسی، رستم، سهراب، سیاوش، جمشید، کوروش، داریوش، نادر شاه، ابن سینا، فارابی، ملاصدرا، زکریای رازی، ابوریحان بیرونی، خوارزمی، فردوسی، سعدی، حافظ، مولانا، عطار، خیام، نظامی، رودکی و خاقانی و هزاران بزرگمرد دیگر این تاریخچۀ هفت هزارساله که دنیا را با بودنشان متحول کردند.

پس بیاییم با کنار گذاشتن تمام اختلافات، تمام منیِّت ها و تمام خودسری ها و سرمشق قرار دادن راه و مسلک بزرگان ایران، ایرانی بسازیم شایسته نام ایران و شایسته هر ایرانی.


گزارشی کوتاه از گروه هنری:

با کمی اغماض میشه گفت که گروه هنری انجمن فعالترین گروه انجمن از ابتدای تشکیل تا کنون بود. 

وبلاگ آشپزی (مدیریت غزل خانم) با ۳۸ پست، طنز با ۲۶ پست (مدیریت مهندس اشتباهی) و موسیقی (مدیریت مرجان) با ۲۵ پست فعالترین وبلاگهای انجمن بوده اند.

آقای حافظ نیا در وبلاگ عکس و کاریکاتور خوب کار کرده اند ، اما هنوز هم جای پیشرفت دارند.

وبلاگ تازه تاسیس سینمایی با مدیریت دوست خوبم امین نیز به عقیده من یکی از قویترین وبلاگهای مجموعه انجمن هست.

و در پایان گروه ادبیات که ... چیزی نمیشه درباره این گروه گفت! چون انتظار این وبلاگ خیلی بالا هست. (دنبال یه مسئول برای این وبلاگ میگردیم)

در آخر هم از آقا سامان فیروزی باید اسم بیارم که یکی از طنزنویسان خوب هستند و قراره با بنده حقیر در رشد بیشتر وبلاگ طنز سهیم باشند.

علی رجبی       

(مهندس اشتباهی) 


وبلاگهای گروه هنری:

  • سینما ( امین )                                  آشپزي ( غزل )                   شعر ( مددي )
  • طنز ( مهندس اشتباهی )                عكس ( حافظ نيا )               موسيقي ( مرجان )    
  • + نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 14:45  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

                                

     

                                   سلام!

     

                                  

     

    سلامي كه تار و پودش را با احترامي از عمق جان و اميدي از سر يكرنگي و مهري از سر پاكي و اعتمادي از سر يقين ، بافته ام و مي بافم و تابلويي درخور براي خودم خواهم ساخت وآن را در نمايشگاه قلبم براي هميشه خواهم نشاند و گاه و بيگاه به نظاره آن خواهم نشست!

    آري ! سلام بر نازنين دوستاني كه از ميان باغ گلهايي فراوان ، به طور اتفاقي ، سعادت آشنايي با آنها را پيدا كردم و حتما راز و رمزي در اين دوستي هست كه چنين شده است و گرنه چرا فردي ديگر در اين جمع نيامد ؟

    اين دوستي را من با همه وجود به فال نيك مي گيرم و از شما گلهايي كه حدود پنج ، شش ماهي مي شود كه همديگر را مي شناسيم ، كمك مي خواهم ، استمداد مي طلبم ، براي پرو‍‍ژه عظيم و تاريخي كه برايم پيش آمده ، از افكار شما ، از راهنمايي هاي شما ، از پيشنهادات شما ، از انتقادات شما ، از سوالات شما ، از طرح موضوعات خاص شما و ... به همكاري شما نياز دارم.

    بگذاريد واضحتر بگويم !

    حتما با نام رساله يا توضيح المسايل مراجع آشنا هستيد ، تا كنون اين رساله ها در حد احكام عملي و عبادات و برخي معاملات فقط مطرح شده اند و مراجع متعرض جنبه هاي عقيدتي و اخلاقي در جامعه نشده اند ، البته ، از قديم چنين رسم بوده است و همانطور هم عمل شده است ، اما از اين به بعد قرار است كه در مورد اموري كه در جامعه مي گذرد و نيز احكامي كه در رساله هاي قبلي به آن پرداخته نشده است ، احكام جديد آورده شود.

    اين كار جسارت زيادي را مي طلبد و من مي خواهم اين كار را شروع كنم. البته در اين زمينه صفر كيلومتر نيستم ! يعني موقعيت اين كار را دارم ، بنده 15 سال در حوزه تلمذ كرده ام ، علاوه بر گذراندن دروس مقدماتي ، سه سال در درس خارج آيت الله منتظري و 7 سال در درس خارج آيت الله عبايي خراساني و 4 سال در درس خارج آيت الله موسوي تبريزي و نيز شركت جست و گريخته در دروس خارج همه بزرگان حوزه براي درك و دريافت شم اجتهادي و شيوه استنباط آنها ( حدود 20 در خارج از مراجع و اساتيد درجه اول كنوني) اين درسها ، برخي در عرض يكديگر بوده اند.

    با اين حساب به من حق مي دهيد كه بر مباني افتاء و استنباط تا حد قابل قبولي مسلط باشم و بتوانم از اصول استنباط احكام ديني ، فرعيات آن را استنباط كنم و حكم واقع را متوجه شوم.

    با اين مقدمه كه خيلي برايم سخت بود نوشتنش و نيز با توجه به اينكه اگر كسي مي خواهد فتوا بدهد بايد كاملا با موضوع مورد نظر آشنا باشد  و من ، نمي دانم چرا اينگونه بوده است ، تقريبا با همه موضوعات لازم در جامعه مباشرتا درگير بوده ام ، به خوبي موضوعات را لمس كرده و با آنها حد اقل بيگانه نيستم ، اينكه انسان در گوشه اتاقش يا كتابخانه بنشيند و فتوا بدهد ، نمي دانم چقدر مي تواند درست باشد ، چون تا با موضوع برخورد نكني نمي تواني واقعيت را بشناسي ، اما دوستان ! من از چوپاني و كشاورزي و دستفروشي و كارگري و كارمندي و معلمي وعضويت شورا و مديريت و امام جماعت و جمعه و مسئوليت صندوق اقتصادي و فيلمنامه نويسي و كارگرداني و گزينش نيرو ومديريت نشريه و خبرنگاري و كارنظامي و انتظامي و امداد و كمك رساني و نويسندگي و كارچاپ و  ... همه را لا اقل در حد تجربه عملي و مباشرتي انجام داده ام و با زير و بم و نقاط مثبت و منفي اين كارها روبرو شده ام.

    اين دو واقعيت را كه در كنار هم قرار بدهيم ، طبيعتا وضعيتي پيش مي آيد كه بتوان صحيح ترين حكم را از مباني و اصول احكام الهي براي مردم و جامعه استنباط نمود، اينطور نيست؟

         غرض از اينكه سرتان را به درد آوردم اين است كه به من كمك كنيد كه موضوعات زيادتري را براي استنباط فتواي آن پيدا كنيم. شما در ذهنتان و در محلي كه هستيد ، موضوعات زيادي را مي شناسيد كه مبهم است و براي مردم و نيز مسئولان مشكل آفرين است و نمي دانند چگونه بايد با آن برخورد كنند ، به عبارت ديگر حكم فقهي آن مشخص نيست ، اين موضوعات بدون ترديد حكم واقعي مشخصي دارند ، اما كسي متعرض حكم آنها نشده است و هر كسي چيزي مي گويد ، حرفم اين است كه بايد براي اين موضوعات ، كه زياد هم هستند ، حكم واقعي و شرعي آنها را پيدا كنيم تا جامعه از سردرگمي نجات پيدا كند.

    من بشدت از نام و طرح كردن خود بيزارم ، اما چه كنم كه چاره اي ندارم  و دلم مي لرزد كه به عنوان اولين فردي كه رساله را با اين نگاه مي نويسد مطرح شوم و از شر شيطان به خدا پناه مي برم ، اما احساس تكليف مي كنم .

    از نام چه پرسي  كه مرا  ننگ ز نام  است

    از ننگ چه پرسي كه مرا نام ز ننگ است

    به هر حال عزيزان!

    از شما يك خواهش دارم و آن اين كه بگوييد ، چه چيزهايي در جامعه حكمش مبهم يا غير قابل قبول است تا به پردازش  و استنباط حكم واقعي آن پرداخته شود ، من احكامي را كه استنباط مي كنم يا كرده ام ، در معرض قضاوت شما عزيزان قرار خواهم داد.

    از همه شما دوستان عزيز انجمن ، بويژه مسئولين گروههاي فرعي و اصلي اين درخواست را مي كنم و همه شما در اين امر خير تا به آخر شريك و ماجور خواهيد بود.

    هر موضوعي كه در اطراف خود مي بينيد ، بيان كنيد تا حكم شرعي اش را نهادينه كنيم.

    اين مهم ، شايد نقطه عطفي در تاريخ فتوا باشد ، تلاش كنيم كه اين قضيه تمام قد به نتيجه قابل قبول برسد.            

                       

     

                                         ارادتمند شما – محمدايوب كاظمي 

     

                                                  

                           

    + نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 12:0  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

    سلام
    این هفته نوبت گروه فرهنگی که وبلاگ اصلی انجمن رو به روز کنه .

    - فرهنگ ؟
       روانشناسان اجتماعی و جامعه شناسان معتقدند که فرهنگ و شرایط فرهنگی جامعه از یک طرف و طرز تفکر و نگرش مردم جامعه از طرف دیگه ، مستقیما روی هم اثر میزارند . یعنی فرهنگ یک جامعه باعث ایجاد نگرش و طرز فکر افراد جامعه میشه و طرز فکر و نگرش مردم باعث تغییر فرهنگ جامعه میشه .
     با وجود این شرایط وظیفه ما چیه ؟ به نظر من وظیفه هر کدوم از ما اینه که با اصلاح طرز فکر و نگرشمون باعث بشیم که فرهنگمون هم اصلاح بشه و به حد کمال نزدیکتر بشه . مسلما اگر نسل امروز جامعه طرز فکر خودش رو اصلاح کنه به مرور فرهنگ جامعه که در آینده سازنده طرز فکر نسلهای بعدی هست اصلاح میشه و این روند تکاملی به رشد خودش ادامه میده .
    ما باید نگرش های منفی رو نسبت به هر چیزی عوض کنیم ، نگرش منفی نسبت به قومیتهای مختلف یا حتی ملتهای دیگه ، نگرش منفی نسبت به جوانان یا سالخورده ها و و و و

    منتظر نظراتتون هستم و البته این مطلب ادامه داره .....

    حامد مدیر گروه فرهنگی

         

    + نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 13:57  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

     

    با اضافه شدن " آقا سامان فیروزی" به وبلاگ طنز انجمن وبلاگنویسان ایران این وبلاگ وضعش خوب شد و دارای دو نویسنده !

    آقا سامان که با نام مستعار سفیر در عرصه طنزنویسی فعال هستند در اولین پستش با نام من کی ام ؟!! خودشان رو معرفی کرده اند.

    آدرس وبلاگ اصلی سفیر : www.shabgoon.blogfa.com 

    - ــ - ــ - ــ - ــ - ــ - ــ - ــ - ــ - ــ - ــ - ــ - ــ - ــ - ــ - ــ - ــ - ــ - ــ - ــ -

    همچنین وبلاگ طنز انجمن در مطلبی به معرفی یکی از برجسته ترین طنزنویسان تاریخ کشور یعنی:  سید اشرف الدین الحسینی متخلص به نسیم شمال پرداخته است.

          با احترام

     مهندس اشـــــتباهـــــی !

    + نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 21:55  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

    مطابق با تقویم انجمن این هفته نوبت گروه علمی است و من تصمیم دارم چند نکته رو اینجا اعلام کنم که بعضی از اونا که نظر دوستان رو احتیاج داره و امیدوارم نظر خودتون رو اعلام کنید:
    ۱- اول از همه از آرش خواهش می کنم برگرده...
    ۲- دوباره از شور افتادیم! دیگه اون انرزی رو نداریم. چرا؟ نمی دونم...
    من پیشنهاداتی دارم که فکر می کنم به بهبود این وضع کمک کنه:
    از اول عضو گیری کنیم...
    با شرایط عضو گیری کنیم...
    هر عضو تا مشخص نکرده تو کدوم بخش می خواد فعالیت کنه به عنوان عضو پذیرفته نشه...
    وقتی هم که عضو شد تا مدتی آزمایشی باشه و اگه خواست تنبلی کنه سریعا از انجمن اخراجش کنیم...
    البته همه اینا محتاج اینه که اساسنامه و مرامنامه تدوین بشن که هنوز علی رغم تلاش هایی که جناب کاظمی داشتند که دوستان نظر بدن متأسفانه هنوز بلاتکلیف موندن اونم به خاطر کم لطفی بعضی از اعضا که نظر ندادن...
    ۳- هنوز عده ای توی تالار عضو نشدن منظورم بیشتر با مدیران کمیته هایی است که هنوز توی تالار ازشون خبری نیست. تا حالا من نخواستم اسم ببرم ولی گویا چاره ای نیست:
    جناب بهروز مدرسی مدیر محترم کمیته خاطره
    جناب جابر خرم نیا مدیر محترم کمیته مشاوره حقوقی و قضایی
    سرکار خانم ستاره مدیر محترم کمیته نجوم و کیهان شناسی
    جناب مددی مدیر محترم کمیته شعر
    سرکار خانم مرجان مدیر محترم کمیته موسیقی
    این دوستان یا عضو تالار نشدن یا اینکه اگه عضو شدن خبری به من ندادن که وضعیت کمیته شون رو توی تالار مشخص کنم...
    تا اطلاع ثانوی این کمیته ها قفل شده هستن و امکان استفاده از اونا نیست...
    با تشکر...
    الف. میم. آی کیو

    + نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 9:47  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

    سلام دوستان عزیز

    کجای کار ما ایرادداره که الان به مرحله ایستا رسیدیم ؟

    این سوالیه که هربار وارد وبلاگ مشترکمون میشم واسم پیش میاد.

    شاید این سوال بعضی از دوستای دیگه هم باشه . بهترین راه واسه بررسی موشکافانه اینه که از خودمون شروع کنیم و این سوالواز خودمون بکنیم .

     واقعیت اینه که در دور اول وبلاگ همه واسه سرپا نگه داشتن علم واحدی تلاش می کردن که همون وبلاگ اصلی بود وظایف مشخص بود من نوعی منتظر زمانبندی انجام شده بودم تا مطلبم رو ارائه کنم . اگه خوب نگا کنیم اعضای فعال هم اونائی هستن که به نوعی تو آرایش مطالب در وبلاگ اصلی دخیل بودندو انتظارات از اونا مشخص بود و به نوعی جزو اعضای هیئت مدیره مثلا معروف بودند .

    با یه معذرت خواهی از همه دوستان باید بگم در دور اول برنامه ریزی کامل نبودودوستان جایگاه خود رو پیدا نکردن  واین باعث شد خیلیا سر در گم بمونن و این باعث کوچ عزیزان شد ولی همت دوستانی که الان هم هستن باعث ایجاد یه شوروحرارت خاصی گردیدکه ارائه مطالب گوناگونی رو به همراه داشت.

    الان همه منتظر اولین قدمن که تا حالا کسی بر نداشته چرا ؟

     به نظر من چون کسی نمی دونه از کجا وچطوری شروع بکنه و در ضمن تقسیم وبلاگ اصلی به فرعی و فرعی تر باعث شده نوعی غریبی بین دوستان ایجاد بشه .اگه ممکنه و دوستان صلاح می دونن یه برنامه کاری تدوین بشه تا من نوعی بودنم کی مطلبم تو وبلاگ فرعی باید عرضه بشه وکی و چگونه این مطلب تو وبلاگ اصلی بیاد.این برنامه کاری منو مجبور به نوشتن می کنه اگه هم دوستان صلاح ندونستن مثل یه سرباز آماده به خدمت منتظر نظراتشون هستم .

    فقط یادآوری این نکته که فاصله آخرین مطلب تو وبلاگ قبلی با این وبلاگ جدید داره زیاد میشه را ضروری می دونم

    ارادتمند همه دوستان

    رضا محمدزاده

    + نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 19:50  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

                         

                        میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(ع)  مبارک !!!

     

                       

                                                     آرش عزيز!

    تو رو خدا!

    دوستان عزيزم!

     

    من تا اول آبان در وضعيت آلاخون بالاخون هستم !

    در اين روزها كمتر مي توانم به وبلاگ سر بزنم. از اول مهر به قم آمديم ، ولي منزلي كه قرار است در آن ساكن شويم از اول آبان خالي مي شود. يك ماه مهمان دوست قديمي و گرمابه و گلستانم محمدابراهيم احمدي هستيم. دوستي كه بسيار شبيه من است جز در خط مشي سياسي ، كه او به راست راست مي زند و من به چپ چپ ! اما در بقيه امور با هم مشتركيم ، حتي دروس خارجي كه گذرانده ايم ! با او يك دوره درس خارج اصول و فقه رفته ايم . دوستي كه بيست سال است او را مي شناسم و نويسنده اي مبرز و خصوصا ويراستاري قهار است. سيماي سبزوار ، حوا و.... (حدود ده جلد كتاب نوشته اند) در ادامه كار از مطالبشان هم بهره خواهيم برد.

    خواستم بگويم كه هنوز نمي توانم ارتباط پايدار و مفيدي با انجمن داشته باشم و از اين بابت به بزرگواري خودتان مرا عفو كنيد.

     

    ولي آرش جان !

     

    چرا آيه ياس بر سر و روي انجمن پاشيده ايد؟

    عزيز دلم ! كار گروهي به قول حامد عزيز كه خم رنگرزي نيست به خدا! يك پروسه است ، بايد اجازه داد كه زمان بگذرد و تا بذرها بتدريج رويش كنند!

     آرش ! تو رو خدا كمي تحمل كن ، صبر و تحمل و دندان روي جگر گذاشتن معجزه مي كند دلاور!

    به خدا اول كار است. ارتباط اينترنتي خيلي مهم است ، بايد فقط دانه هاي مثبت پاشيد تا درختان مثبت برويد ، به خدا حرفها اثر دارد ! حرف مثبت ، مثبت مي ريزد و ...

    بياييد كم كم به پيش برويم كه اگر عجله كنيم سر پلك يا سر دمه يا .. ( شما به آن چي مي گوييد ؟ اينكه انسان در اثر عجله نوك پايش به جايي گير مي كند و فنري ، آن طرف مي افتد ! )

     

    دوستان !

     

    اگر شعله غذا را زياد كنيم كه زودتر پخته نمي شود ، مي سوزد و بي غذا مي مانيم.

     

    با پيشنهاد جابر هم موافقم و افتخار مي كنم كه در قم ميزبان شما باشم ، البته از آبان به بعد ، من از اين به بعد مي خواهم تازه نظرات خودم را در مورد نظام آموزشي مطرح كنم و از شما استمداد بطلبم!

     

    پروژه و پروسه!

    آرش عزيز و دوستان ارجمند!

    در زندگي با دو مقوله مواجه هستيم : برخي مقولات زندگي ما پروژه است كه بلافاصله با داشتن امكانات مي توانند به منصه ظهور برسند و مانند خم رنگرزي هستند و سريع ايجاد مي شوند ما نند داشتن پارچه و بردن به خياط و دوختن بر تن كردن!

    اما برخي مقولات زندگي ما پروسه است و فراهم بودن امكانات كافي نيست و بايد زمان بگذرد و خون دل خورده شود و خم رنگرزي و تنور نانوايي نيست كه گوله خمير را پهن كني و وردنه كني و بر تنور بچسباني ! بلكه بايد صبر كرد تا در يك فرايند زمانبر ببالد و بپرورد و بماسد و خود را بگيرد و ... نبايد عجله كرد ، آرش جان!

    تربيت فرزند اينگونه است ، رشد گياه اينگونه است و گرفتن مهارت اينگونه است و ايجاد دوستي اينگونه است و ايجاد نظام آموزشي اينگونه است و تغيير يك الگوي فرهنگي و غيره اينگونه است و ايجاد ارتباط سالم انساني اينگونه است و ....

    پس عجله نكنيم!

    توجه كنيم كه كدام بخش از زندگي ما پروژه و كدام پروسه است ! پروسه را به حال خود بگذاريم و نخواهيم كه زود ، تند ، سريع و هر وقت بخواهيم نتيجه دلخواه ما را بدهد! قانون داردو گوش به حرف ما هم نمي دهد ، فقط خودمان را خسته مي كنيم و دچار ياس!

    دوستان عزيز!

     

    انجمن هم از اين نوع است ، يك پروسه است ، بتدريج گل مي كند و دستوري نيست ، پس بايد صبر كرد و مقاومت نمود و ايستادگي ورزيد و خون دل خورد و پدر صاحاب بچه بايد خارج شود تا گلي به بار آيد ، البته آن وقت آن گل خيلي ارزشمند است ها ! يك باره مي بيني كه آرش عزيز در اثر استقامت و پايداري و نا اميد نشدن ، توانايي اش در حد يك وزير توانمند و مدبر بالار فته است و مي توان يك اداره مهمي  را به او سپرد تا براحتي و با سعه صدر و نشاط و نستوه اداره كند و آنگاه جامعه حالش را مي برد و خودما نيز بيشتر!

     

    پس گلهاي سر فراز !

     

    منفي گفتن را تعطيل كنيد كه خدا با مثبت گويان است ! يعني خدا گفته است كه هر گونه فكر كني همان مي شود و هر بذري بكاري همان را درو خواهي كرد ، پس جز صفا و صميميت و اميد و مثبت نكاريد كه خدا با ماست!

                                                               کاظمی

       

    + نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 8:48  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

    دوستان عزیزم سلام.

    وقتی آقای کاظمی برایم پیام فرستاد که وبلاگی جدید در راه هست و کاری نو حقیقتا متعجب شدم و در واقع فکر می کنم تعجب من بی جا بود چون واقعا دچار رکود شده ایم. بی رو در بایستی باید بگویم که بهتر است چاره جویی کنیم. بهتر است که دنبال کار باشیم . عیب کار کجاست. بسیار پیش آمده که من ، تو و ما نسبت به کاری که بر عهده گرفته ایم بی معرفت شده ایم. به نظر من باید با همفکری هم ، حداقل با همفکری فعالان این انجمن سیستم کار و نحوه ی اداره ی انجمن و عملکرد آن مورد باز تعریفی قرار گیرد. معتقدم که بهتر است دور هم گرد آییم و در مورد تاسیس یک تشکیلات منسجم و پویا هرچند تشکیلاتی مجازی صحبت بکنیم.  مذاکره میان فعالان این عرصه حتما راهگشای کار ما خواهد بود. عمومیت دادن به کارمان نباید به این معنا باشد که در تمام عرصه ها وارد شویم و به کثرت عضو بگیریم ، به نظر من باید محیط هایی مشخص را در راستای اهدافی مشخص تقویت کرده و همگان را در بهره بردن از آن ترویج کنیم. حدااقل قشر آشنا با اینتر نت را که می توانیم با کارمان مورد خدمت قرار دهیم. نمی دانم توانسته ام حرفم را واضح بگویم یا نه؟ ولی پیشنهاد می کنم که اگر اعضای فعال انجمن مایلند، بخصوص مسول گروه ها و صد البته اگر آقای کاظمی موافقند، باهم در شهر مقدس قم خدمت ایشان رسیده و علاوه بر عهد بستن با هم در جوار حرم مقدس خانم معصومه(ع) ، در مورد انجمن و سیستم کار تشکیلاتی آن گفت و گو کنیم حتی اگر سه یا چهار نفر باشیم ، فرقی نمیکند. اگر کسی مایل است حتما نظر بگذارد. انشاءالله که محقق گردد. در ضمن مشتاقانه پیش از هرچیز منتظرم که آقای کاظمی عزیز با پیامک نظرشان را برایم بفرستند.

    التماس دعای سفارشی از همه دوستان دارم.

    جابر خرم نیا

    + نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 0:27  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

    سلام به دوستان عزیز

    هم سوال داشتم هم یه چند تا نکته بود که بد ندیدم اینجا بگم :

    1- فکر می کردم این هفته که اختصاص داره به گروه اجتماعی ،باید مطلبی هم از طرف این گروه به همراه بخش از مطالب کمیته های فرعی این گروه در صفحه اصلی وبلاگ قرار بگیره.اشتباه فکر می کردم؟لطفا" دوستان توضیح بدهند.

    2-کمیته فلسفه رو در زیر مجموعه گروه فرهنگی قرار دادند!با مسئولیت آقای رجبی که هنوز هم مطلبی در وبلاگ نگذاشتن.فکر کنم بهتر باشه این کمیته در زیر مجموعه علمی یا اجتماعی قرار بگیره و این دوست عزیز هر چه زودتر این بخش رو راه بندازند.

    3-بخش سینما هم با مسئولیت دوست عزیز آقا امین شروع به کار کرده که بهشون خوش آمد می گیم.

    4-آقای کاظمی هم که به قم تشریف بردن.امیدواریم که در راه تحقیق و پژوهش موفق باشند و به نتایج خوبی برسند ،و حاصل تلاشها و زحماتی را که متحمل می شوند،بتوانند بصورت یک راهکار عملی ارائه دهند.البته در آینده نزدیک.

    5-دوستان وقتی مطلب جدیدی در وبلاگشون قرار می دهند،به سایر دوستان هم خبر بدهند که بشه به موقع از این مطالب استفاده کرد.

    6-لطفا" به پیشنهادات و نظراتی که در هر گروه داده می شه توجه کنید و سعی کنید همکاری بیشتری با سایر دوستان و به خصوص مدیریت گروه داشته باشید.

    با احترام-الهام

    ..............................................................

    خداحافظی از انجمن.....

    خانم الهام،..دوستان عزیز عضو انجمن!...سلام

    متاسفانه علی رقم تاکیدهای پی درپی اعضا ءگروه اجتماعی نهایت لطف را داشتند و...!
    قرار براین بوده که در هفته اول مهروبلاگ های گروه اجتماعی به روز شوند.متاسفانه در حالیکه تنها دو

    روز به پایان این هفته باقی مانده هیچ خبر ی از اعضا گروه نیست..


    خوب شاید هم حق با انهاست....!
    این انتظار که اعضا گروه در این هفته همه  وبلاگ های تخصصی خود را به روز کنند کمی غیر منطقی ست انگار!!!!!!
    در هر حال جناب کاظمی که ظاهرا راهی قم شده اند،از دوستان دیگر ،جناب جابر عزیز،هم که گهگاهی سری میزنند و....آقای مدرسی  هم که دیر زمانی ست خبری از وب نمیگیرند!
    در حالیکه بیش از 3 هفته پیش وبلاگ گروه اجتماعی را به روز کردم هنوز هیچ کدام از اعضا گروه حتی  سری به وبلاگ گروه نزده اند!
    شخصا تابحال 2 بار وبلاگ گروه اجتماعی را به روز کرده ام ودر وبلاگ های  تخصصی تاریخ ومصاحبه نیز پست های جدید قرار دادم اما!!!....

    در وبلاگ انجمن نیز تابحال ۲ بار حاشیه نویسی کرده ام..اما.....!

    در هرحال با کمال احترام برای همه دوستان واعضا انجمن وتشکر از زحماتی که کشیدند (به خصوص جناب کاظمی وiq عزیز)وبا نهایت تاسف از دوستان خوب انجمن خداحافظی میکنم....

    امیدوارم دوستان دیگر بتوانند بهتر از حقیر اعضا گروه اجتماعی را دور هم جمع کنند!!!!

    رمز ورود وبلاگ گروه اجتماعی ووبلاگ تاریخ را جناب کاظمی دارند ومیتوانید از ایشان بگیرید،رمز ورود وبلاگ کمیته مصاحبه نیز در بخش نظرت خصوصی همین پست  انجمن درج شده...
    امیدوارم هر بدی ای از حقیر دیدید به بزرگی وخوبی خود ببخشید.
    در این ماه مبارک حقیر را دردعای خیر خویش فراموش نکنید.
    خداحافظ دوستان عزیز.....
    امیدوارم مسئولیت های به معنای واقعی تقسیم وپیگیری شود...
                             ((آرش))


     

    + نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 7:42  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

     

                                                              

    مي دوني !؟!

    مي خوام بر گردم!

     

    دوستان!

     

    حدود ده سال است كه از قم به تهران آمده ايم و احساس مي كنم كه دوباره بايد به قم برگردم. چرا؟ زيرا اصلا اين اوضاع و احوال مرا راضي نمي كند. من چيز ديگري فكر مي كردم و چيز ديگري دارم مي بينم. من زماني كه ديپلم گرفتم و دانشگاه را هم به قصد حوزه در سال 62 ترك كردم ، رفتم كه با كوله باري از معنويت و دين و طراوت و صفا و خلوص و همه چيزهاي خوب به جامعه بر گردم و چنين ارمغاني را به همراه بياورم ، اما متاسفانه چنين نشده است.

    نه تقصير من است و نه تقصير شما و نه تقصير او  و آنها و ... پس تقصير كيست؟

    بهترين دين جهان را بدون اغراق داريم به خدا ! عالي ترين دستورات زندگي را داريم به مولا ! بدون هيچگونه زياده گويي ! اما بهترين جامعه و در حد اين دين و مكتب را هنوز نداريم ، نه روحانيون در حد اين مكتبند و نه مردم.

    من 12 سال در آموزش و پرورش درس خوانده ام تا ديپلم بگيرم(نظام قديم) و 13 سال هم در همان آموزش و پرورش درس داده ام و 15 سال هم در حوزه درس خوانده ام و 3 سال هم در آن تدريس كرده ام و 10 سال هم در دانشگاه درس داده ام ( نه ! نه ! حمل بر خودستايي نكنيد! ) و يك چيز فهميده ام كه هم نظام آموزشي حوزه و هم نظام آموزشي آموزش و پرورش و آموزش عالي داراي اشكال اساسي است. اگر ما نتوانستيم به جامعه ايده آل برسيم ،  چون نظام آموزشي ما غلط است.

    من از امسال ( اول مهر ) مي خواهم به قم بر گردم و فقط روي اصلاح نظام آموزشي حوزه كار كنم. زندگي عادي و تدريس را تقريبا تعطيل مي كنم و تا به نتيجه دلخواهي نرسم ، دست بردار نيستم. حتما مي گوييد كه زندگي خرج دارد و اگر تدريس نكنيد ، چه مي خوريد؟

    درست است. يكي دو روزي تدريس خواهم كرد ، اما براي معاش زندگي رمزي بلدم كه اگر كسي آن را در هر كجا و با هر وضعيتي انجام دهد ، نعمت و ثروت از زمين و زمان بر او مي بارد! ( به زودي اين قانون بسيار خوب را خواهم گفت).

    اصلا غم معاش ندارم ، بچه پولدار هم نيستم. پدرم باز نشسته 80 ساله اي است كه حقوق بازنشستگي مي گيرد.

                                                             

    ياران!

    مرا كمك خواهيد كرد؟

     

    من مي خواهم پيرامون نظام آموزشي حوزه با قدمت هزار ساله كنكاش كنم و در اين امر فوق مهم به شما و افكارتان و همراهي تان نياز دارم ، زيرا هم جوانيد و پر انرژي و تيزبين و هم در متن جامعه ايد و مشكلات و خوبي ها و بديها را به خوبي لمس مي كنيد. خواهش مي كنم ! نگوييد كه اولا به تو چه ! و ثانيا به ما چه! زيرا همين نوع تفكر جامعه را به اين روز انداخته است.....

    اگر بيشتر حرف بزنم حتما پرگويي كرده ام ، پس بقيه حرفها بماند براي وقتي ديگر ...

                            کاظمی

                                                                                         

    دوستان عضو انجمن!

    ۱. لطفا بزرگوارانی که در این صحفه حاشیه می نویسند لطف کرده ونام خود را در پایان حاشیه خویش قید کنند.

    ۲. از دوستان عضوگروه اجتماعی  درخواست می شود که دراولین فرصت سری به وبلاگ گروه اجتماعی بزنند.                                                                                                آرش

     

     

    + نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 3:51  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

    درددلی با دوستان عضو انجمن واعضاء گروه اجتماعی

    قریب به به سه هفته از دور جدید فعالیت انجمن سپری شده .قصد آن ندارم که در آغاز دور جدید فعالییت انجمن آیه یاس بخوانم اما گمان می کنم با توجه به آنکه گروه اجتماعی نخستین گروهی ست که باید کمیته های تخصصی خود را در هفته اول مهرماه به روز کند کمی این نگرانی ها به جا باشد.این را نیزفراموش نکنیم که با فرار رسیدن اول مهر وبازگشایی دانشگاه ها ومدارس مشغله هایی جدیدی نیز برای برخی از ما نیز ایجاد می شود.

    بیش از ده روز پیش در وبلاگ گروه اجتماعی فراخوانی برای دوستان عضو گروه قرار دادم امامتاسفانه هنوز خبری نشده!!!نه پیامی،نه نظری، نه اعلام امادگی!!!! وهنوز دوکمیته از مجموعه گروه اجتماعی به روز نشده.نمیدانم وضعیت سایر گروه ها چگونه است...

    تاکنون به سهم خود مطلبی را در وبلاگ گروه وکمیته تاریخ وتمدن قرار داده ام وامیدوارم سایر اعضا گروه اجتماعی نیز با مسئولیت بیشتری کمیته های تخصصی خویش را حداکثر تا هفته اول مهرماه به روز کنند.

    در اینجا لازم میدانم ،به سهم خود،صمیمانه از تلاش های بردار عزیزم جناب iq در سرو سامان دادن به وضعیت تالار گفتگو ی انجمن قدردانی کنم.

    در پایان نظر دوستانی را که گوشی نوکیا دارندبه خواندن مطلب زیرجلب می کنم:

    اختلال در باطری گوشی های نوکیا را جدی بگیرید."کلیک کنید"

    آرش

    + نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 13:10  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

     

    رسم زمانه اين است!

     

    انجمن را شوخي شوخي راه انداختيم و جدي جدي ادامه مي دهيم. دوستان عزيز زيادي با كمترين تبليغ به انجمن آمدند و صفايي ديگر به آن بخشيدند و به همراه ياران نازنيني ، در مديريت انجمن ، دلگرم شديم و به وبلاگهاي آن سر و سامان داديم. حدود 600نفر از نخبگان وارد انجمن شدند كه البته شايد با تقصير يا قصور ما نتوانسته ايم تا كنون با اين بزرگواران به نحو شايسته ارتباط بر قرار كنيم. تنها نازنيناني كه دروني پر جنب و جوش و شور و شوق و انرژي فراوان و مثبت داشتند خودشان ، ارتباط سازنده و تحرك آفرين را با انجمن بر قرار كردند و در اينچنين بود كه مطابق قانون ارتباطات در صدر مسئولين انجمن قرار گرفتند و ايفاي نقش كردند.

    رسم روزگار اين است كه هركس هر نقشي را براي خود تعريف كند ، همان مي شود. كسي نمي آيد و نقش به ديگران بدهد ، بلكه هر نقشي را كه ايفا كردي همان مي شوي ، در جامعه نيز چنين است كگه اگر براي خودت نقشي تعريف نكني ، هرگز دستي از غيب برون نمي آيد تا براي تو كاري بكند  ، هرچند علامه دهر باشي!

    امان از آن زماني كه انساني تصميم بگيرد كه كاري بكند و چيزي بشود ، حتي خدا هم جلويش را نمي گيرد ، چون خود خدا چنين خواسته است!

    پس ، اي نازنينان ! در اين دنياي بسيار راحت و آسان ، براي خود نقشي و جايگاهي تعريف كنيد و انتخاب كنيد  و مطمئن باشيد كه هيچكس نمي تواند با اين خواست شما ، جز كوتاه آمدن خودتان ، مقابله كند. خواهش مي كنم ، در رده هاي مشخص و قابل دسترسي امتحان كنيد تا ببينيد نتيجه اش را.

    با اين مقدمه كه حتما از ذي المقدمه بيشتر است ، مي خواهم بگويم كه در بين همه اعضاي 600نفري انجمن اين نازنينان در صدر مديريتها خود را قرار دادند و طبيعتا در گروههاي مشخص قرار گرفتند. از نازنيناني كه به هر دليل كمتر توفيق ديدارشان را در وبلاگ داشتيم و مطمئنا مثل همه عزيزان ،   براي ما دوست داشتني هستند مي خواهيم كه ما را به خاطر اين قضيه ببخشند و اقرار مي كنيم كه هميشه به دوستي شما و حضور شما نيازمنديم و شما را به خدا كدورت به دل نگيريد!  

    دوستان عزيزي كه در جريان شكل گيري وبلاگ جديد انجمن بودند و در اين وبلاگ مسئوليت پذيرفتند و از اين بابت قدر دان و ممنون آنهاييم ، عبارتند از:

                                                                 

    آرش باصفا

    آي كيو روشن و خستگی ناپذیر

    اشكان مهربان

    اعلم الهدي بزرگ

    تنهايي و عليزاده بزرگوار

    جابر عزيز

    جمالي با كمال

    حافظ نياي دوست داشتني

    حامد پر مهر و شوق

    رجبي گل و گلاب

    سپينود پر تلاش و پر اميد

    غزل اهل انديشه و احساس

    في البداهه متين و با كمال

    محمدزاده با پشتكار و عزت

    مدرسي  پر توان

    مرجان نجيب و بزرگوار

    الهام اهل درك و بزرگي

     

     

    از خداوند متعال  براي اين نازنينان عظمت و سلامتي و سعادت و پيروزي دنيا و آخرت را خواستارم ، خدايا ! آمين!

    + نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 19:44  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

     

     

                                      

     

    دوستان !

     

    در دوره جديد فعاليت انجمن بايد كاري بكنيم كه هم خسته نشويم و هم فعاليت قابل قبولي داشته باشيم. دير رسيدن از هرگز نرسيدن بهتر است. فكر مي كنم اگر بنا را بر اين بگذاريم كه هر كدام از گروههاي اصلي انجمن هر هفته يك مطلب مهم و مفيد در وبلاگ اصلي ( وبلاگ مادر) داشته باشند و بقيه فعاليتها در مورد ارتباطات و آشنايي با اعضاء و عضو گيري باشد ، اثر بيشتري دارد. البته مسئول هر گروه خودش تصميم مي گيرد كه چند مطلب در هفته ويژه گروهش داشته باشد ، با تبادل نظري كه با اعضاي گروهش دارد ، ولي حد اقل يك مطلب بايد داشته باشد.

    وبلاگهاي 4 گروه اصلي هم  با نظر مسئول گروه و مديران گروهاي فرعي مطلب خواهند داشت.

    دوره فعاليت گروهها هم به همان ترتيب الفبايي كه در انجمن مرتب شده اند باشد ، هفته اول گروه اجتماعي ، هفته دوم گروه علمي ، هفته سوم گروه فرهنگي و هفته چهارم گروه هنري در وبلاگ مادر  مطلب خواهند داشت.

    با اين حساب ، جناب آرش و اعضاي گروه اجتماعي هفته اول مهرماه مطلب خواهند داشت و ...

     تا آن زمان فرصت براي درست كردن خبرنامه و تالار و محل ثبت نام عضو گيري و ... هست. البته خيلي براي ازدياد اعضا تاكيد نمي شود ، همين كه هستيم قدرت و استحكام و هماهنگي و تسلط پيدا كنيم ، كافي است ، ولي اگر كسي اصرار داشت ، مشكلي براي جذب اعضا نداريم.

     

                                                           

     

    دوستان!

     

    براي بهره گيري از همه استعدادها  و ايجاد زمينه رشد و شكوفايي  و نيز استراحت و كم شدن دغدغه خاطر دوستان ، سر گروههاي 4 گروه اصلي انجمن هر 4 ماه جاي خود را به ديگر دوستان همگروه خود مي دهند و مديريت انجمن اينگونه ادامه پيدا مي كند.

     

                              

     

    دوستان سلام!

     

    از امروز اخبار ويژه روزنامه ها را البته عصر همان روز در وبلاگ خبر ( واقع در گروه اجتماعي ) قرار مي گيرد ، اما در روز مربوط به كميته خبر ، اخبار تحليلي و آموزشي را هم اضافه خواهم كرد ، اميد آنكه مورد قبول واقع شود.

     

    + نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 11:6  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

     

    بسم الله الرحمن الرحيم

     

    الحمدلله رب العالمين و الصلوه والسلام علي خير خلقه و اشرف بريته محمد المصطفي صلي الله عليه و آله و علي اهل بيته المكرمين المنتجبين سيما امام العصر عجل الله تعالي فرجه!

    اللهم وفقنا لما تحب و ترضي و اجعلنا من اعوانه و انصاره و وفقنا في الدنياو الاخره و اجعل عاقبه امورنا خيرا انك ولي التوفيق!

    ببخشيد كاملا طلبگي شد! ولي در اين ايام مبارك همه چيز را از خدا خواستيم و او هم حتما اجابت مي كند!

                                                           

                         

                                                                  عزيزان !

                                                    خوشــــــــــــــــــــــــــــــــــآمديد!

                                                                 اصدقايي !

                                                     مرحبـــــــــــــــــــــــــــــــــا بكم!

    MY DEARS !                                        

    WELCOME!                                        

                                                

                    اولين مطلب وبلاگ جديد را نوشتم كه جايي براي نظرات دوستان باشد !

     

    + نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 19:10  توسط گروههای تخصصی انجمن  |