کتاب بررسی روانشناختی خودکامگی اثر مانس اشپربر ( ترجمه دکتر علی صاحبی چاپ انتشارات روشنگران) را می خوانم. حیفم آمد نتایج و نکات پایانی آن را برای همه ننویسم. اگرچه خواندن کل کتاب نیز زمان زیادی نمی برد.( حتما بخوانید)
(چون من یک معلم هستم این قسمت برایم جالب تر بود ولی ما به عنوان والدین هم در مقابل تربیت فرزندان مسئولیم.)
از اینجا به بعد آموزش و پرورش است ( علی رغم تمام محدودیت هایش) که باید تمام توان و امکاناتش را به کار گیرد تا کودکان در حال رشد را از خطر حرص قدرت طلبی محفوظ نگه دارد و اجازه ندهد که نوجوانان اسیر ترس و هراس ، به ویژه «هراس پرخاش گرانه» شوند. این نوع هراس افرادی را بار می آورد که هم برای خود و هم برای دیگران خطرناکند.
اما لازم است بعضی کلمات را با توجه به متن کتاب توضیح دهیم:
ترس : رایج ترین دریافت حسی که عموم مردم آن را تجربه می کنند.( ترس زاده ی ادراک است.)
هراس : انعکاس وضعیت انسان در یک موقیت خاص به صورت ناقص و مخدوش .( ممکن است آن موقعیت الزاما خطرناک نباشد.)
دو نوع هراس : هراس معطوف به اجتماع و هراس پرخاش گرانه
نکات مهم :
1- احساس ارزشمندی واقعی ، با «هراس پرخاش گرانه» سرو کار ندارد.
2- آگاهی از ضعف ها و کمبودها و پذیرش مسالمت آمیز آن ها مانع «هراس پرخاش گرانه» است.
3- فردی که از زندگی عادی راضی است و از هم سطح دیگران بودن ، خشنود است «هراس پرخاش گرانه» آزارش نمیدهد.
4- فردی که به انسان ها علاقه مند و نوع دوست است از شر چنین مشکلی در امان می باشد.

واقعا وظیفه تربیت انسان چه در مقام معلم یا والدین خیلی سخت است. نظر شما چیست؟
تنهایی - گروه علمی ( نظام آموزشی)