تبليغاتX
انجمن وبلاگنویسان مستقل ایران

انجمن وبلاگنویسان مستقل ایران

 

به نام خدا

به قول دوستان عزیز - سلام و خدا حافظ !

برای راه اندازی وبلاگ            فرهنگ نوین

(http://www.farhang-novin.blogfa.com/)

 رفتم که پیرایش کنم فرهنگ و خرده فرهنگهای خودمان را - اگر آمدید و سرزدید - افتخاری برای من است.

ما دعا کردیم و رفتیم زین مکان  -----   اجرتان با شاه مردان والسلام !

محمدایوب کاظمی 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 18:14  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

 

بنام خدا

واي ! كه براي بازگشت به جمع با صفاي شما دوستان ارجمند انجمن ، لحظه شماري مي كردم. يكي دو ماه درگير نقل و انتقال خانه از تهران به قم بوديم و روز يكشنبه توانستيم بكلي از تهران رخت بربنديم و رسما مقيم قم شويم ، اين كه چرا  و چگونه اين مدت طول كشيد كه توانستيم بياييم ، خودش ، قصه اي است دراز ، اما به هر حال اينك فرصت و وقت كافي براي ارتباط دارم و خوشحالم كه باز با گلهاي با صفاي انجمن كه كم كم داريم با هم آشنا و خويش و همدل مزمن مي شويم ، ديدار قلبي و عاطفي داشته باشم. دلم براي حضور در انجمن پر مي زد ، به ياد آن روزهاي فعاليت پر شور انجمن مي افتادم كه دوستان با چه احساس مسئوليت و صفايي ، مطلب در وبلاگ مي گذاشتند و ارتباط بي نظير در نوع خود شكل مي گرفت و ...

اما ، در اين مدت ، اتفاقاتي كم و بيش تلخ و شيرين در انجمن افتاده است كه بتدريج به آن خواهيم پرداخت ، خدا حافظي كردنها ، قهر ها ، آشتي ها  و ...

به هرحال ، دلم را كه جستم  ، جز مهر و عطوفتي بي پايان نيافتم كه براي گلهاي انجمن ابراز كنم ، نامهاي نور افشان شما را در باغي پر از گل ، نوراني و معطر ديدم كه نوشته بود :

ميرمحمد علم الهدي

محمدرضا مددي

جابر خرم نيا

عليرضا تنهايي و خانم عليزاده

الهام

اشكان

فرزاد آبروشن

سارا

غزل

ياسر حافظ نيا

قاسم مرادي

مهندس اشتباهی

بارا نزهي

سپينود

محمد

حامد

مرجان

آيكيو

كهنسال

مهدي كريمي

عسل

ميرعيسي خاني

اعظم

سعيد جمالي

رضا محمدزاده

آرش


...

 

بگذريم ...

از امروز سعي مي كنيم كه انجمن را با انرژي بيشتري ، سر و سامان بدهيم و به اوج خود برسانيم ، كمك شما عزيزان و پيشنهادات و انتقادات شما ، دواي درد انجمن است.

فكر مي كنم شيوه اداره انجمن را بايد به همان شكل سابق برگردانيم و هر مسئول كميته ، يك روز را در طول ماه ، وبلاگ اصلي را بروز كند ، تا نظر شما چه باشد.

چه كسي بر مي گزيند؟

 

قضا و قدر و شب قدر

 

 قدر يعني تعيين مقدار و اندازه و تعيين زمان رسيدن به آن و قضا يعني انجام دادن و محقق ساختن آن مقدار تعيين شده.

 قدر به دست انسان است كه هرچه بخواهد ، تعيين مي كند و قضا به دست خداست كه هرآنچه را انسان تعيين كرده است ، خداوند ،  بدون كم و زياد و گزينش انجام مي دهد ، البته اگر موانعي توسط خود انسان ايجاد نشود ، مهمترين مانع اين است كه انسان اين قانون الهي را قبول نداشته باشد و آن را باور نكند ، در اين صورت اتفاقي براي او نخواهد افتاد و مانع ديگر اين است كه از اسباب و وسايل خلاف خواسته ها استفاده نكند ، چرا كه خداوند ، حكيم است و از طريق اسباب عادي ، اهداف را محقق مي سازد.

 شب قدر يعني وضعيت مبهم و تاريكي كه چيز خاصي در آن تعيين نشده است و هر آنچه انسان تعيين كند ، به آن مي رسد. دنيا تماما شب قدر است ، از نظر علمي و واقعيت هم شب قدر در طول سالها ، گردشي است و بتدريج ، همه شبهاي سال ، شب قدر مي شوند ، هر شب شب قد است اگر قدر بدانی ! بنا بر اين انسان در شب قدر ( دنيا) ، هرچه بخواهد ، خداوند برايش محقق مي سازد و بايد سرنوشت خودمان را در شب قدر تعيين كنيم.

هرچند شب قدر ماه رمضان هر سال هم به طور ويژه و با همان خاصيت ، شب تعيين و اندازه گيري است و آنچه انسان در آن شب بخواهد كه تا سال ديگر و شب قدر ديگر برايش محقق شود ، انجام خواهد شد ، البته اگر درست بخواهد و درست خواستن اين است كه هر آنچه را از خدا مي خواهد ، واقعا احساس كند كه به مجرد خواستن براي او اتفاق افتاد و چنين حسي را در خود ايجاد كند و به اطمينان قلبي برسد كه خدا چنان خواهد كرد و گرنه نام خواسته و دعا بر گفته هاي بدون احساسي چنين ، صدق نمي كند. به عبارت ديگر ، خداوند متعال به احساس انسان ، قدرت آفرينندگي داده است ، اگر اين احساس و باور ايجاد نشود ، قدرت آفرينندگي هم وجود نخواهد داشت.

ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم

مبدإتغيير و تحول زندگي انسان ، فقط به دست خود اوست. اين آيه ، مطلق است و مفاد پيام خود را تاكيد مي كند ، در هيچ كجاي معارف هم مقيدي براي آن نيامده است و هرچه هست تاكيد بر اختيار آدمي و انتخاب به دست خود انسان است كه اگر اين انتخاب نباشد ، عذاب و بازخواست ، بي معنا و قبيح است.

ادعوني استجب لكم

هر آنچه را كه مي خوهيد ، از من بخواهيد تا خواسته شما را بر آورده كنم. اين آيه مطلق است و شامل همه نوع خواسته و شامل همه كس و همه وقت و ... مي شود ، بدون محدوديت. هيچ دليلي براي انصراف آن به سوي خواسته معيني و شرايطي ويژه نيست.

سخر لكم ما في السموات و ما في الارض

خداوند ، همه موجودات را در تسخير و به فرمان انسان آفريده است و هرچه از موجودات زميني و آسماني بخواهد ، بايد اجابت كنند. مهم اين است كه اگر انسان از اين قدرت عظيمي كه خداوند به او داده است استفاده نكند ، همه اين توانايي ها و امكانات زمين و آسمان به كار او نمي آيند ، پس بايد به همه چيز امر بكند تا هرچه بخواهد به فرمان الهي برايش آماده كنند و بايد خود را در نقش يك فرمانده حس كند تا كائنات هم حرف او را جدي بگيرند.

سيره عقلا

سيره عقلا در مورد خواسته ها اين است كه انسان بايد چيزي را كه مي خواهد دقيقا مشخص كند و گرنه براي شنونده و كسي كه بايد خواسته اش را اجابت كند ، مبهم است و نمي تواند نيازش را بر آورده سازد ، اگر هم بداند ، تا انسان نخواهد و قصد جدي و مشخص نداشته باشد ، جواب نمي شنود ، زيرا شيوه حكيمان چنين است ، حكيم كاري خلاف قاعده منطقي انجام نمي دهد.

يرزق من يشاء و يقدر

 مرجع ضمير من ، انسان است و منظور از يقدر ، تعيين مقدار و اندازه آن خواسته و زمان تحقق آن.

از نظر عقلي هم تا انسان چيزي را نخواهد به او نمي دهند و تا دقيقا خواسته خود را مشخص نكند ، به آن نمي رسد ، هرچند طرف بداند كه چه مي خواهيم  و اين رسم معمول عقلاست و خداوند راس العقلاست ، بنا بر اين ، مفاد آيه جز اين نمي تواند باشد. روانشناسان بزرگ دنيا هم امروزه اين نظريه را ابراز مي دارند كه انسان هر آنچه را بخواهد بايد ليست كند و زمان رسيدن به آن را تعيين كند تا به آن دسترسي پيدا كند.

ان الله لا يخيب ظن المومنين

خداوند متعال هر نوع گماني كه بنده اش بر او ببرد ، همان را محقق مي كند. اين بدان معني است كه هر نوع خواسته اي داريم ، مطابق خواست ما ، به لطف خداوند ، در اختيار ما قرار مي گيرد و به عبارت ديگر ، اختيار همه چيز در ، خواست و تصميم انسان قرار داده شده است.

يضل من يشاء و يهدي من يشاء

 در اينجا هم ضمير من ، به انسان بر مي گردد و گرنه تعيين سرنوشت بدون خواست انسان ، از عدالت خداي متعال بدور است.

از عدالت خداوند بدور است كه خود ببرد و خود بدوزد. خداوند همه امكانات و قدرت انجام را آماده به كار در اختيار انسان قرار داده است و كافي است كه انسان چيزي را بخواهد و اختيار كند تا همه امكانات خدايي ، در جهت تحقق همان خواسته انسان به كار گرفته شود ، هرچند غير منطقي و گناه باشد ، زيرا خداوند هيچ محدوديتي اجباري براي انسان قرار نداده است ، فقط از طريق معارف دين و نيز عقل انسان ، ملاكهاي خوب و بد راگفته است كه انسان مي بايست به طور اختياري ، آن معيارها را رعايت كند و اگر رعايت نكرد ، آثار شوم آنها در دنيا و آخرت دامنگير او خواهد شد. بنا بر اين به هيچ وجه اجباري در كار نيست و همه قدرتها هم در اختيار انسان قرار دارد.

در برخي آيات ، فعل را به صورت جمع آورده است و يا دقيقا مشخص است كه فعل به خدا بر مي گردد ، در اين نوع آيات خواست انسان و خواست خدا يكي فرض شده است ، زيرا انسان از خود چيزي ندارد و همه چيز نورالله است و انسان هم جلوه خدا و اسم خداست ، بنا بر اين كثرت را به وحدت رسانده است ، در اينجا هم خواست  و انتخاب را بايد به انسان برگرداند. همچنانكه در سوره حمد اياك نعبد و اياك نستعين گفته است. 

ما تشاؤون الا ان يشاء الله رب العالمين

 در اينجا خواست انسان مقدم و خواست خدا موخر و تابع خواست آدمي است.

به عبارت ديگر ، هر آنچه انسان بپسندد ، خدا هم تابع او مي شود ، اما نه بدان معني كه اين كار درست است ، بلكه بدان معني كه قرار است خداوند ، همه گونه امكانت عمل را در اختيار انسان قرار دهد و خوبي و بدي اش را خود انسان برگزيند و خداوند در اراده و اختيار انسان دخالت نمي كند ، به خاطر اينكه جزا و پاداش بر اساس نوع انتخابي است كه انسان مي كند ، لذا قدرت و امكانات همه نوع عمل را در اختيار انسان قرار مي دهد و اين يعني آزادي كامل انسان.

اگر خواست خدا را بر خواست انسان مقدم بدانيم ، جبر مي شود و بي عدالتي كه خداوند به خاطر كاري كه خودش خواسته است و برايم انجام داده است ، مرا عذاب مي كند و اين از عدالت و حكمت و رحمانيت و رحيميت خداوند بدور است.

نتيجه آنكه :

 

  1. منتظر نباشيم كه براي امور معنوي و مادي خودمان ، دستي از غيب برون مي آيد و كاري مي كند ، همه كارها را خداوند به خواست ما وانهاده است و اگر تا آخر عمر تصميمي نگيريم و خواسته اي نداشته باشيم ، چيزي براي ما اتفاق نمي افتد.
  2. هر خواسته اي را كه داشته باشيم ، چه دنيايي يا آخرتي ، هرچند عظيم و غير قابل تصور ، با خواستن و انتخاب و به كار گرفتن همه موجودات جهان ، به عنوان ماموران الهي كه بايد در خدمت بشر باشند و بنا بر فيض عمومي و رحمانيت خداوند ، براي همه انسانها قابل استفاده هستند ، مي توانيم به همه خواسته ها برسيم.
  3. اگر اين قانون الهي را باور نداشته باشيم و از آن استفاده نكنيم و يا غلط استفاده كنيم و خواسته خود را دقيقا معين نكنيم ، متاسفانه از اين امكانات بي نهايت چيزي عايدمان نخواهد شد و به خاطر عدم استفاده از آنها كيفر مي شويم و بزرگترين كيفر ، حسرتي است كه نصيب ما خواهد شسد ، در دنيا و آخرت.
  4. كافي است به تاريخ و سرگذشت انسانها بنگريد و ببينيد كه چگونه اين عامل ، مهمترين نقش را در زندگي فردي و اجتماعي آنان داشته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 19:51  توسط گروههای تخصصی انجمن  | 

                                          

هجرت

ساقيا مي  ريز در جامم زخود بيگانه كن

كثرت هستي دنيا پيش من افسانه كن

 

خرق كن از قلب  من هستي نما هاي سراب

كاخهاي بينش بيمار ما ويرانه كن

 

ا ز سبوي عشق يك جرعه به قلب من رسان

اين دل پر درد را در يك زمان دردانه كن

 

هر كه نوش عشق خواهد نيش راهش هم چشد

در وصال شمع بي جا ن چون پروانه كن

 

هجرتي بايد از  اين منزلگه دنياي دون

در دیار آشناي معنويت خانه كن

 

در ميان كو چه هاي دنيوي گم گشته اي

لحظه اي بر خود بيا و يادي از ميخانه كن

 

پاكسازي كن جهان و نفس را از هر  بدي

درجهاد نفس و دينت كوششي جانانه كن

       

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 22:43  توسط گروههای تخصصی انجمن  |