میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(ع) مبارک !!!

تو رو خدا!
دوستان عزيزم!

من تا اول آبان در وضعيت آلاخون بالاخون هستم !
در اين روزها كمتر مي توانم به وبلاگ سر بزنم. از اول مهر به قم آمديم ، ولي منزلي كه قرار است در آن ساكن شويم از اول آبان خالي مي شود. يك ماه مهمان دوست قديمي و گرمابه و گلستانم محمدابراهيم احمدي هستيم. دوستي كه بسيار شبيه من است جز در خط مشي سياسي ، كه او به راست راست مي زند و من به چپ چپ ! اما در بقيه امور با هم مشتركيم ، حتي دروس خارجي كه گذرانده ايم ! با او يك دوره درس خارج اصول و فقه رفته ايم . دوستي كه بيست سال است او را مي شناسم و نويسنده اي مبرز و خصوصا ويراستاري قهار است. سيماي سبزوار ، حوا و.... (حدود ده جلد كتاب نوشته اند) در ادامه كار از مطالبشان هم بهره خواهيم برد.
خواستم بگويم كه هنوز نمي توانم ارتباط پايدار و مفيدي با انجمن داشته باشم و از اين بابت به بزرگواري خودتان مرا عفو كنيد.
ولي آرش جان !

چرا آيه ياس بر سر و روي انجمن پاشيده ايد؟
عزيز دلم ! كار گروهي به قول حامد عزيز كه خم رنگرزي نيست به خدا! يك پروسه است ، بايد اجازه داد كه زمان بگذرد و تا بذرها بتدريج رويش كنند!
آرش ! تو رو خدا كمي تحمل كن ، صبر و تحمل و دندان روي جگر گذاشتن معجزه مي كند دلاور!
به خدا اول كار است. ارتباط اينترنتي خيلي مهم است ، بايد فقط دانه هاي مثبت پاشيد تا درختان مثبت برويد ، به خدا حرفها اثر دارد ! حرف مثبت ، مثبت مي ريزد و ...
بياييد كم كم به پيش برويم كه اگر عجله كنيم سر پلك يا سر دمه يا .. ( شما به آن چي مي گوييد ؟ اينكه انسان در اثر عجله نوك پايش به جايي گير مي كند و فنري ، آن طرف مي افتد ! )
دوستان !

اگر شعله غذا را زياد كنيم كه زودتر پخته نمي شود ، مي سوزد و بي غذا مي مانيم.
با پيشنهاد جابر هم موافقم و افتخار مي كنم كه در قم ميزبان شما باشم ، البته از آبان به بعد ، من از اين به بعد مي خواهم تازه نظرات خودم را در مورد نظام آموزشي مطرح كنم و از شما استمداد بطلبم!
پروژه و پروسه!

آرش عزيز و دوستان ارجمند!
در زندگي با دو مقوله مواجه هستيم : برخي مقولات زندگي ما پروژه است كه بلافاصله با داشتن امكانات مي توانند به منصه ظهور برسند و مانند خم رنگرزي هستند و سريع ايجاد مي شوند ما نند داشتن پارچه و بردن به خياط و دوختن بر تن كردن!
اما برخي مقولات زندگي ما پروسه است و فراهم بودن امكانات كافي نيست و بايد زمان بگذرد و خون دل خورده شود و خم رنگرزي و تنور نانوايي نيست كه گوله خمير را پهن كني و وردنه كني و بر تنور بچسباني ! بلكه بايد صبر كرد تا در يك فرايند زمانبر ببالد و بپرورد و بماسد و خود را بگيرد و ... نبايد عجله كرد ، آرش جان!
تربيت فرزند اينگونه است ، رشد گياه اينگونه است و گرفتن مهارت اينگونه است و ايجاد دوستي اينگونه است و ايجاد نظام آموزشي اينگونه است و تغيير يك الگوي فرهنگي و غيره اينگونه است و ايجاد ارتباط سالم انساني اينگونه است و ....
پس عجله نكنيم!
توجه كنيم كه كدام بخش از زندگي ما پروژه و كدام پروسه است ! پروسه را به حال خود بگذاريم و نخواهيم كه زود ، تند ، سريع و هر وقت بخواهيم نتيجه دلخواه ما را بدهد! قانون داردو گوش به حرف ما هم نمي دهد ، فقط خودمان را خسته مي كنيم و دچار ياس!
دوستان عزيز!

انجمن هم از اين نوع است ، يك پروسه است ، بتدريج گل مي كند و دستوري نيست ، پس بايد صبر كرد و مقاومت نمود و ايستادگي ورزيد و خون دل خورد و پدر صاحاب بچه بايد خارج شود تا گلي به بار آيد ، البته آن وقت آن گل خيلي ارزشمند است ها ! يك باره مي بيني كه آرش عزيز در اثر استقامت و پايداري و نا اميد نشدن ، توانايي اش در حد يك وزير توانمند و مدبر بالار فته است و مي توان يك اداره مهمي را به او سپرد تا براحتي و با سعه صدر و نشاط و نستوه اداره كند و آنگاه جامعه حالش را مي برد و خودما نيز بيشتر!
پس گلهاي سر فراز !
منفي گفتن را تعطيل كنيد كه خدا با مثبت گويان است ! يعني خدا گفته است كه هر گونه فكر كني همان مي شود و هر بذري بكاري همان را درو خواهي كرد ، پس جز صفا و صميميت و اميد و مثبت نكاريد كه خدا با ماست!
کاظمی
